
اگر اقلیت جنسی را بعنوان گروهی با نیازها، علائق مشترك و تا حدودی متفاوت با "اكثریت"، كه در معرض پیشدواری، قضاوت های نادرست، نفی حقوق و بی توجهی به نیازمندیهای جنسی اشان، توسط "اكثریت" واقع می شوند، تعریف كنیم، آنوقت بایستی افراد دارای نقص عضو در جامعه را بعنوان یك اقلیت جنسی كه مسائل، نیازمندیها و مشكلات خاص خود را دارد، بحساب آورد و در دفاع از اقلیتهای جنسی همچون همجنسگران، ترانس سكسوالها، ترانس وستایت ها، سادومازوخیستها، بایسكسوالها ( دوجنسگران) و غیره، اقلیت جنسی دارای نقص عضو را هم منظور داشت و از منافع و حقوق آنها دفاع كرد. چون پیش داوری و توهمات در عرصه جنسی دامنگیر این گروه اخیر هم می شود.
توهمات و قضاوت های غلط بیشماری در باره سكسوالیته افراد دارای نقص عضو، در جامعه وجود دارند؛ بزرگترین توهم در باره افراد دارای نقص عضو این است كه همه آنها یكی دانسته می شوند. در واقع تنها چیزی كه درباره افراد داری نقص عضو میتوان گفت این است كه همه آنها تجارب مشترك چندانی ندارند، به جز فشار جنسی ناشی از توهمات اجتماعی.
فلجی و نقص فیزیكی انواع و اقسام مختلفی دارد و ممكن است مادرزادی باشد و یا فرد بعدآ بر اثر سانحه، بدان دچار شده باشد. هر چند كه نیاز و نیروی جنسی این افراد تفاوتی با دیگران ندارد اما، نقص فیزیكی، سد راه لذت بری جنسی می شود.
بسیاری از افراد جامعه بر این باورند كه افراد فلج و دارای نقص عضو انسانهای جنسی نیستند ( بخوان آسكسوال می باشند.). این در حالی است كه همه انسانها موجوداتی جنسی می باشند، فارغ از اینكه چگونه و از چه راههایی سكسوال بودن خود را بیان می دارند.
حتی گاهی با افراد دارای نقص عضو همان برخوردی صورت می گیرد كه با كودكان.
افراد دارای نقص عضو، همچون دیگر افراد اجتماع، دارای سلایق، علایق و گرایشات متفاوت جنسی می باشند، هر چند كه امكان بروز علایق جنسی برای این دسته از افراد اجتماع محدودتر از بقیه می باشد. مثلآ یك فرد دارای نقص عضو ممكن است ترانس وستایت باشد و به پوشیدن لباس جنس مخالف علاقمند باشد یا ممكن است از جهت سلیقه جنسی به سادومازوخیسم تمایل داشته باشد، یا ممكن است همجنسگرا باشد و غیره.
اسباب تعجب این است كه حتی انواع اقلیت های جنسی كه در جامعه وجود دارند و برای برابری حقوق خود مبارزه می كنند، هم، از روشنگری درباره مشكلات و مسائل افراد دارای نقص عضو در درون گروه خود، اكراه دارند. برای نمونه، همجنسگران تقریباْ فعالترین گروه در بین اقلیت های جنسی در كشور می باشند كه مجلات، وب لاگها و گروههای خاص خود را دارند اما در هیچ نشریه و یا وبلاگ همجنسگرایی، از همجنسگران دارای نقص عضو اثری دیده نمی شود.
توهم دیگری كه در باره افراد دارای نقص عضو وجود دارد این است كه گویا این افراد از نظر جنسی جذابیتی ندارند. این در حالی است كه آن چیزی كه حس هوس و شهوت جنسی فرد را بر می انگیزاند، مسئله ای است منحصر به فرد و خود ویژه كه ممكن است برای دیگران معنا و مفهومی نداشته باشد. این كه فقط جوانان به سكس نیاز دارند و آن هم جوانان زیبا روی و خوش پوش و بدون عیب و نقص، فقط یك پیشداوری محض است و هیچ انسان جدی و متفكری نباید آن را جدی بگیرد.
از آنجا كه افراد دارای نقص عضو ممكن است از انجام عمل جنسی بشیوه دیگران، ناتوان باشند، خود ممكن است دچار این واهمه شوند كه شكل عمل جنسی آنها ممكن است غیر اخلاقی و ناپسند باشد. اما مسئله به هیچ وجه چنین نیست. ما با انواع خرافات، توهمات و باید و نبایدهای نادرست در باره سكس، انواع آن و شكل انجام آن، تربیت شده ایم. واقعیت این است كه هیچ تعریف جامع جهانی آنچنانی در باره سكس وجود ندارد بجزء اینكه سكس عملی است كه بر اساس خواست، علاقه و توافق مشترك دو فرد عاقل و بالغ، با هدف ارضاء نیاز درونی دو جانبه، صورت می گیرد. (البته ممكن است گاهی بجای دو فرد، چندین نفر توافق كنند كه با هم سكس داشته باشند. چنین كاری كه بدون اجبار و تحمیل و بنا بر خواست مشترك همه افراد دخیل صورت می گیرد، با تعریف سكس هیچ منافاتی ندارد.). سكس هیچ لزومی ندارد كه بوی خاصی داشته باشد، شبیه چیز خاصی باشد و یا صدای خاصی داشته باشد، و یا بر اساس رفتار و كردار خاصی بنا شود، بجزء آن صدا، رفتار، گفتار و كرداری كه مورد توافق افراد دخیل در آن باشد و هوس و شهوت جنسی آنها را برآورده كند. بنابراین، باور به اینكه افراد دارای نقص عضو نمی توانند سكس درست و حسابی داشته باشند، فقط و فقط یك پیشداوری و توهم است، چون "راه درستی" برای انجام عمل مقاربت جنسی وجود ندارد.
واقعیت این است كه بسیاری از افراد آن تحرك و انرژیی كه یك جوان در سكس دارد، را دارا نیستند، تعداد دفعات استمناء بسیاری از افراد، از تعداد سكس آنها با یك نفر دیگر، بیشتر است، بسیارانی دیگر اصلآ درباره سكس صحبتی نمی كنند، و كسان زیادی هستند كه علیرغم نداشتن هیچگونه نقص عضوی، اما، كلآ از ارضاء جنسی همسر/شریك جنسی خود ناتوانند، یا راه آن را بلد نیستند.
پیشداوری دیگری كه در مورد افراد دارای نقص عضو وجود دارد این است كه این افراد برای برقراری روابط صمیمی و رمانتیكی بدرد نمی خورند. رابطه ها همیشه پر از توافقات، مماشات، بده بستانها و كوتاه آمدن ها است. یك رابطه خوب، رابطه ای است كه اسباب رضایت خاطر دو فرد دخیل در آن را فراهم كند و توافقات، مماشات، گذشت ها و بده بستانها در آن دو جانبه باشند. زندگی مشترك با یك فرد دارای نقص عضو بدان معنا نیست كه فرد نباید مماشات یا گذشت داشته باشد، یا خواسته ها و نیازهای طرف دیگر را در نظر نگیرد. احساست، نیازها و عواطف، درونی اند نه بیرونی، و افراد دارای نقص عضو در این گونه مسائل هیچ فرقی با دیگران ندارند.
عده ای دچار این توهم هستند كه افراد فلج و دارای نقص عضو آنقدر مشكل و بدبختی دارند كه دیگر فرصت فكر كردن به سكس را ندارند. اما واقعیت این است كه همه افراد به یكسان به سكس و مسائل جنسی اهمیت نمی دهند؛ برای عده ای سكس مهمترین مسئله در زندگی است و برای عده ای دیگر درجه اهمیت سكس به شرایط، موقعیت و امكانات بستگی دارد،اما این امر نباید به معنای كمبود علاقه و نیاز تلقی شود.
دارای نقص عضو بودن به معنای مفعول و بی دست و پا بودن در سكس نیست چون بخرج دادن ابتكار در سكس یك مسئله فردی است و اتفاقاْ افراد دارای نقص عضو بنا به تجارب خود، بسیاری از ابتكارات را برای خود كشف می كنند. احساس ترحم نسبت به افراد دارای نقص عضو موضوع دیگری است كه اغلب با نوعی تحقیر و دست كم گرفتن این افراد همراه است.بخشی از افراد دارای نقص عضو از داشتن زندگی مستقل و خصوصی محرومند و ممكن است در مؤسسات خاص یا در خانه های والدین /نزدیكان خود زندگی كنند و در نتیجه فضای خصوصی زندگی آنها محترم شمرده نمی شود، بنابراین امكان كسب تجارب جنسی و رشد سكسوالیته مثبت برای این افراد وجود ندارد. اگر بر این باور باشیم كه حقوق جنسی بخشی از حقوق بشرند، بنابراین، بایستی حقوق جنسی افراد فلج و دارای نقص عضو، بعنوان انسانهای برابر اجتماع، هم محترم شمرده شوند.
آموزش جنسی افراد دارای نقص عضو موضوع دیگری است كه نادیده گرفته می شود. افراد دارای نقص عضو، همچون دیگر افراد جامعه، به آموزش جنسی نیاز دارند. چون آموزش جنسی به شناخت فرد از جنسیت و نیازهای خود، راههای یافتن پاسخ سئوالات و ابهامات و زدودن خرافات و توهمات در عرصه جنسی، كمك می كند، از درونی كردن پیشدواریهای اجتماعی در فرد ممانعت و به شكل گیری نگاه مثبت به جنسیت منجر می شود.
موضوع مهمی كه خیلی ها فراموش می كنند، موضوع تجاوز جنسی به افراد دارای نقص عضو می باشد؛ از آنجا كه فرهنگ عمومی، جنسیت و نیازهای جنسی این افراد را نادیده می گیرد، به این فكر و خیال خام هم دلخوش است كه گویا افراد دارای نقص عضو مورد تعدی و تجاوز جنسی واقع نمی شوند. آمارگیری در این مورد در كشور ما ناممكن است اما آمار كشورهای دیگر دال بر آن دارند كه تجاوزات و تعدیات جنسی به افراد دارای نقص عضو 2 تا 10 بار بیشتر از آمار تجاوز به دیگران است.
فصلنامه جنسیت و جامعه شماره 3